روز موعود
ما امیرعلی رو برای عمل بردیم بیمارستان. امیرعلی از صبح که شیر خورده بود دیگه چیزی نباید می خورد. من و بچه رفتیم داخل و شوهرم هم کارهای بستری رو انجام می داد. مادر و پدرم هم بیرون منتظر بودن تا اجازه بدن اون ها هم بیان داخل.
تا اون روز اصلا بیهوش شدن یا افت فشار رو تجربه نکرده بودم. امیرعلی رو از من گرفتن و به اتاقی بردن تا ازش خون بگیرن و آزمایش های تکمیلی رو انجام بدن. صدای گریه بچه بلند شده بود و می گفتن شما نیایید.
یکم که منتظر بودم طاقت نیاوردم و رفتم جلوی در اتاقی که از امیرعلی خون می گرفتن. دست های کوچک و تپل و سفیدش توی دست سه تا پرستار بود که سعی داشتن جلوی حرکت دستاش رو بگیرن و از طرفی رگی در پشت دستش پیدا کرده بودن که زیاد خون نمی آمد واسه همین سرنگ آزمایش رو می بردن مستقیم زیر سوزن می گرفتن و با ماساژ و فشار سعی داشتن تا از دستش خون بگیرن و من توی یک لحظه بدون هیچ صدا و واکنش دیگری یک دفعه از هوش رفتم . دنیا سیاه شد و افتادم.
وقتی به خودم داشتم می اومدم که خانم ها می گفتن این خانم کیه که اینجا افتاده و بعد همسرم رو صدا زدند. اونا به من می گفتن باید قوی تر باشی این که چیزی نیست و از همسرم خواستن من رو روی صندلی بنشاند.
وقتی یکم نشستم مادرم داخل بخش آمد چون مجتبی همسرم بهش خبر داده بود. من گفتم حالم خوب است و مجتبی برای کارهای بعدی پذیرش رفت پایین و من و مامانم به اتاقی که برای امیرعلی تعیین شده بود رفتیم و امیرعلی بستری شد.
یک بچه سه ماهه که خیلی آروم بود نسبت با دردی که می کشید و بسیار صبور.
لباس های بچه رو عوض کردن و روی تخت مشخصات بیمار رو نصب کردن و من برای اولین بار اسم بیماری امیرعلی رو دیدم لیپو مننگوسل. گونه ای از مننگوسل که نخاع در میان چربی درگیر میشد.
توی اتاق امیرعلی یک دختر پنج ساله با همین بیماری بود که عمل شده بود ولی دیر برای همین پاهاش توانایی راه رفتن نداشت.
ما از صبح تا بعدازظهر آنجا منتظر بودیم تا نوبت عمل ما برسه و توی این مدت با مادر اون دختر به اسم صفیه صحبت کردیم و چند مورد دیگر هم از این نوع بیماری رو هم دیدیم که اطلاعات مختلفی از آن ها به دست آوردیم.
صفیه به خاطر بی اطلاعی دکترها در زمان کودکی دیر عمل شده بود. دختری شیرین و خوش زبون بود. اثرات بیماری اون هم زیاد بود. نمی تونست راه بره، سوند گذاری میشد و عوارض سیستم اداریش هم زیاد بود. ولی من هنوز هم نمی دونستم چی در انتظارمه

روز موعود
